یادداشتی منتشر شده در روزنامه ی همشهری به قلم استاد اسماعیل امینی روزنامه نگار و عضو کمپین
حکمت جعلی و مشتریان رمّالان و فالگیران
حکمت جعلی، جملاتی است که به نظر میآید اندیشۀ عمیقی را بیان میکند. گاهی به نثر و گاهی به نظم.
این گونه نوشتهها شبیه جملات بزرگان است اما، ساختگی است و بیش از آن که حرف تازهای رابیان کند، چیزهایی را میگوید که دل خواننده را خوش کند به نحوی که خواننده تصور کند تصورات و اندیشههایی که او در ذهنش داشته، چه قدر شبیه این حرفهاست. مثل رمالها و فالگیرها که حرف تازهای برای گفتن ندارند و فقط بلدند باب دل مشتری حرف بزنند. مثلا به عروسهای جوان میگویند کسی قدر هنر وسلیقۀ تو را نمیداند غیر از مادر مهربانت. یک نفر از اطرافیانت هست که به تو حسودی میکند، احتمالاً زنی جوان است که روی صورتش خال دارد.
عروس بینوا هم با این حرفها احساس میکند که فالگیر، حرف دل او را زده است .
اگربه شعرها و نوشتههایی که بیانگر حکمت جعلی هستند نگاه کنید بسادگی میتوانید، تشخیص بدهید که هر کدام از آنها برای چه نوع سلیقهای نوشته شده است. برخی از مخاطبان پرشمار این نوع آثار، عبارتند از:
- پیرانِ پر حوصلهای که به یاد گذشتۀ طلایی، آه میکشند و به جوانان میگویند که زمان آنها با پولی که امروز یک جفت کفش میخرید، میتوانستی یک خانۀ صد متری بخری. یعنی کسانی که در تونل زمان زندگی میکنند.
- جوانان و نوجوانانی که تجربۀ دوستیها و دلدادگیهای ناخوشایند داشتهاند و سرخوردهاند و دوست دارند به زمین و زمان و عشق و عاشق و به ویژه به معشوق، فحش بدهند.
- تازه به دوران رسیدههایی که پول و ماشین گران قیمت و لباس خارجی دارند و بعضیشان حتی تحصیلات دانشگاهی دارند، دکتر و مهندس و مدیر کل و استاد دانشگاه هستند اما اهل مطالعه نیستند. پس تلاش میکنند که فقرمطالعه و دانش عمومی خود را به نحوی، جبران کنند. آنها از فلسفه و عرفان و شعر حرف میزنند؛ از فردوسی و مولوی و حافظ و نیما و فروغ و شاملو حرف میزنند. پس باید از این بزرگان چیزی خوانده باشند. تهیه کنندگان حکمت جعلی، لقمۀ آمادۀ مورد نیاز این جماعت را با شعرهای سطحی و ساده لوحانه، تدارک دیدهاند. و به راحتی زیر این شعرهای سطحی مینویسند: شاهکاری از مولوی! حتما بخوانید. شعری جنجالی از سیمین بهبهانی که به خاطر آن نام سیمین از فهرست شاعران معاصر سانسور شد! شعری جدید و بسیار زیبا از فروغ فرخزاد!
مثلاً یکی از شاهکارهای تازه یافتۀ فردوسی!! که در هیچ نسخهای از شاهنامۀ او نیست و به قلم فردوسیهای جعلی معاصر، اخیراً نوشته شده است این سطرهای سست و ناتندرست است:
چـــــو ناکس به ده کدخــــــدایی کند
کشـــــاورز بایـــــد گدایـــــی کنـــــد
به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم
کجـــــا این سر انجــــام بد داشتیم
بســـــوزد در آتش گرت جـــــان و تـن
بـــــه از زندگی کـــــردن و زیستـــن
اگـــــر مایه زندگی بنــــــــدگی است
دو صد بار مردن به از زنــدگی است
بیـــــا تا بکوشیـــــم و جنگ آوریـــــم
بـــــرون سر از این بار ننـــــگ آوریـم
اسماعیل امینی
«کمپین مبارزه با نشر جعلیّات» معرّفینامه: با توجّه به درخواستهای مکرّر همراهان عزیز، کمپین مبارزه با نشر جعلیّات بر خود لازم میداند معرّفینامۀ مختصری از اعضا و نحوۀ فعّالیّت خود ارائه دهد: این کمپین در خرداد 1394 به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعهشناسی دانشگاه تهران تشکیل شد. هستۀ مرکزی این گروه را دانشجویانی تشکیل میدهند که از نشر جعلیّات در فضای مجازی نگران و از عواقب فرهنگی آن آگاه هستند. وظیفۀ اصلی این گروه، جمعآوری آثار منسوب به بزرگان ادبیّات و شخصیّتهای تاریخی در فضای مجازی و بررسی صحّت انتساب آنهاست. در صورتی که نادرستی اثری محرز شود، آن اثر با مهر جعلی منتشر میشود؛ همچنین درصورت مشخّصشدن صاحب اصلی اثر، متن مورد نظر در قالبی با مهر اصلی قرار میگیرد. پیامدهای مخرّب جریان جعل را بارها کمپین گوشزد کرده است؛ امیدواریم با فعّالیّتهای کمپین، حساسیّت به نام مؤلّف در مخاطبان فضای مجازی ایجاد و حقّ مؤلّف به رسمیّت شناخته شود. فعّالیّت کمپین کاملاً خودجوش و داوطلبانه و محتویّات آن حاصل کار گروهی و شبانهروزی اعضاست. به فضل خدا، این کمپین تاکنون مورد استقبال طیف قابل توجّهی از طرف اهل هنر و فرهنگ قرار گرفته است. علاوه بر دانشجویان، استادان برجستۀ دانشگاه، شاعران، روزنامهنگاران و نیز نمایندگان برخی بزرگان ادبی به این گروه پیوسته اند. در ادامه به نام این عزیزان اشاره خواهد شد. سپاس فراوان از شما عزیزان و مخاطبان همیشه آگاه کمپین که دوشادوشِ ما در برابر این سیل مخرّب فرهنگی ایستادهاید. @jaliyat